۴ دی ۱۳۹۴
۲ آذر ۱۳۹۴
«سینما و ادبیاتِ» چهلونهم
پروندهای برایِ سینمایِ بلا تار در «فیلمها و احساسها»یِ شمارهیِ اخیرِ «سینما و ادبیات»: بلا تار در سال ۲۰۱۱، همزمان با اکران آخرین فیلمش، اسب تورین، اعلام کرد که دیگر فیلمی نخواهد ساخت و بدینترتیب، پروندهیِ کاریِ فیلمسازِ شهیرِ مجار بسته شد. این تصمیم، جدای از تمام افسوس و حسرتی که در دل آدمی برمیانگیزد، موقعیتی را فراهم میسازد تا بتوان کلیتِ سینمایِ او را، بی انتظارِ تداومِ آن، تحلیل کرد. همین بود که بیش از یک سال پیش جرقهیِ بررسیِ جامعِ سینمایِ تار زده شد؛ آنهم در قالب سه کتاب که به تدریج در نشر شورآفرین انتشار خواهند یافت. بنابراین، پروندهیِ پیشِ رو را میتوان مقدمهای دانست برای آشنایی و بحث بیشتر پیرامونِ سینمایِ بلا تار، یکی از مهمترین فیلمسازانِ دورانِ ما.
آنچه که در این پرونده آمده از این قرار است:
مصاحبه: تمامیِ آثارِ بلا تار، آر. اِمِت سوئینی، ترجمهی سعیده طاهری و بابک کریمی
شکوهِ تار، استفن بوکه، ترجمهی محمدرضا شیخی
بلا تار یا زمانهی زیستناپذیر، سیلوی روله، ترجمهی محمدرضا شیخی
برگزیدهی صحبتهای بلا تار در موردِ «هارمونیهای ِورکمایستر» و «مردی از لندن»، ترجمهی بهروز سلطانزاده
فرو افتادن در مغاکِ بلا تار: دربارهیِ «اسبِ تورین»، جاناتان رُزنبام، ترجمهی مهدی جمشیدی
سهمِ تیمِ فیلمها و احساسها در پروندهیِ اصلیِ مجله که به سینمای هو شیائو-شییِن اختصاص دارد، ترجمهی چهار نوشته/مقاله است که عبارتند از:
که میتواند شعله را خاموش کند؟، شیگههیکو هاسومی، ترجمهی سعیده طاهری و بابک کریمی
در زمان، کنت جونز، ترجمهی آیین فروتن
همگرایی غیرمنتظره اما پرثمر، ژان میشل فرودون، ترجمهی عیسی دهقان
هو شیائو-شییِن: در چین و جاهای دیگر، اُلیویه آسایاس، ترجمهی علی کرباسی.
۲۹ مهر ۱۳۹۴
۳۱ تیر ۱۳۹۴
«سینما و ادبیاتِ» چهلوهفتم
در مقدمهیِ پروندهیِ فیلمها و احساسهایِ شمارهیِ اخیرِ سینما و ادبیات چنین آمده است:
سعیده طاهری و بابک کریمی: همانطور که در شمارهی پیشین وعده داده بودیم، باز هم به سینمایِ «مکتبِ برلین» پرداختهایم، و اینبار بر سینمای دو فیلمسازِ زنِ این جریان سینمایی، آنگلا شانِلِک و مارن اده، تمرکز کردهایم؛ البته نخستین مطلب پرونده، به قلم پییر گرَس، به کلیتِ «مکتبِ برلین» میپردازد.همزمان شدنِ چاپِ پروندهیِ قبلیِ فیلمها و احساسها با اکرانِ فیلمهایِ کلیدیِ «مکتبِ برلین» در سینماتکِ موزهیِ هنرهایِ معاصرِ تهران، و برگزاری دو نشست در موردِ سینمایِ «مکتبِ برلین» در دو مکان مختلف و برای دو طیف متفاوت از مخاطبان، مسیری تازه را نوید میدهد و آیندهای امیدبخش را.
این پرونده دربر دارندهیِ مطالبِ زیر است:
1- گلهای آلمان، پییر گرَس، ترجمهی محمدرضا شیخی
2- نقدِ سعیده طاهری و بابک کریمی بر بعدازظهرِ آنگلا شانِلِک
3- نقدِ اندرو تریسی بر مارسیِ آنگلا شانِلِک، ترجمهی آیین فروتن
4- نقدِ استفن دُلُرم بر هر کسِ دیگرِ مارن اده، ترجمهی محمدرضا شیخی
5- مصاحبهی مارک پرانسن با مارن اده، ترجمهی علی کرباسی
اجازه بدهید کمی بیشتر در مورد آنچه که در مقدمهی مجله آمده، به بحث بنشینیم. جمعیدیدنِ تعدادی از فیلمهایِ سینمایِ منتسب به «مکتب برلین» در اولین فصلِ سینماتکِ تازه احیاءشدهی موزه، و بحثها و نقدهایی که در خلال آنها انجام و نوشته شد، تجربهی یکهای را رقم زد. در طی این اکرانها جلسهای در ایگرگ آرت استودیو با نمایشِ پنجرهها دوشنبه میآیند، دربارهیِ سینمایِ «مکتبِ برلین» و مشخصاً اولریش کوهلر، برگزار شد. جلسهی نقد و بررسی دیگری نیز در آخرین برنامهیِ نمایشِ آثار برلینیها در سینماتک موزه تدارک دیده شد. این برنامهها به موازاتِ پروندهیِ اولِ سینمایِ «مکتبِ برلین» در سینما و ادبیات، مددرسان بسط و ادامهی پروژهیِ تحلیلیِ مدِ نظرمان پیرامونِ سینمایِ برلینیها بود؛ پروندهی دوم نیز که همین روزها چاپ شده است (لازم است به شمارهی یازدهم فصلنامهی فیلمخانه نیز اشاره شود که در آن هم به سینمایِ نوینِ آلمان پرداخته شده و هم به سینمایِ «مکتبِ برلین»).
امید ما است که چنین برنامههایی، در ابعادی هرچه گستردهتر، ادامه پیدا کند؛ شاید که به موجب آن جانی - هر چند اندک - در فضای سینمایی و نقادیِ کمرمقِ این سالها دمیده شود؛ آنهم به همتِ نسلِ جدید و حرفهای جدیدش.
اشتراک در:
پستها (Atom)








